تاسيسات حرارتی برودتی و تهويه مطبوع

جایی برای تبادل اطلاعات دوستان مکانیک

 
زمین پاک
نویسنده : سعید میرزایی - ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢
 

روز زمین پاک گرامی باد

خداوند کسى است که زمین را براى شما جایگاه امن و آرامش قرار داد و آسمان را همچون سقفى؛ و شما را صورتگرى کرد، و صورتتان را نیکو آفرید؛ ...(غافر آیه 64)

زمین پاک

روز جهانی زمین پاک هر ساله در 22 آوریل مصادف با 2 اردیبهشت در تمام دنیا برگزار می‌شود و به همه مردم یادآوری می‌کند که نباید سیاره خود "زمین" را فراموش کنند.

تاریخچه این مناسبت به سال 1969 و زمانی باز می‌گردد که جان مک مونل فرزند یک مبلغ دینی مستقل و علاقمند به عرصه دین، علم و صلح، ایده برگزاری یک روز جهانی به نام روز زمین پاک را در همایش یونسکو درباره محیط زیست مطرح و در همان سال پرچم زمین پاک را طراحی کرد.

یوتانت دبیر کل سازمان ملل (1962- 1971) از ایده مک کونل استقبال کرد و این روز به یک روز جهانی در تقویم‌های سراسر دنیا تبدیل شد.

در ایران نیز هم زمان با دیگر کشورهای جهان هفته زمین پاک از روز دوم اردیبهشت به مدت یک هفته در سراسر کشور برپا می‌شود و نخستین روز این هفته (دوم اردیبهشت ماه) به نام روز زمین پاک نامگذاری شده‌است.

7نکته برای داشتن زمین پاک

نشنال‌جئوگرافیکNational Geographic برای آنکه هر کس سهمی در بهتر شدن هوای اطرافش داشته باشد نکاتی را پیشنهاد کرده است:

1- در استفاده از کاغذ صرفه جویی کنید و سعی کنید کارهایتان را بدون استفاده از کاغذ انجام دهید. به طور مثال تا حد امکان قبض‌هایتان را از طریق اینترنت پرداخت کنید.

صرفه جویی در کاغذ در واقع به معنای کمتر بریده شدن درختان اطراف شماست که هر ساله هزاران هزار از آنها برای تولید انواع کاغذهایی که در طول روز در اختیار شما قرار می‌گیرد تلف می‌شوند و در عین حال با این کار زباله کمتری تولید شده و دی اکسید کربن کمتری تولید می‌گردد.

2- در ساخت و انبوه شدن جنگل‌ها شما هم کمک کنید. کاشت هر نهال می‌تواند سال‌های سال هم خاطره خوشی برای شما و هم کمکی به محیط زیستتان باشد.

3- به انجمن‌های حمایت از محیط زیست کمک کنید. آنها با تلاش بی وقفه خود سعی در نجات  زمین دارند.

4- در محل کارتان هم به سبز بودن زمین فکر کنید. از مدیر بخش خود بخواهید که برنامه‌ای ترتیب دهد که کاغذ کمتری مصرف شده و اسراف نشود. برای نوشتن از هر دو روی کاغذ استفاده کنید.

5- اگر به سفر رفتن فکر می‌کنید حتما سفر با قطار را در اولویت قرار دهید. تحقیقات نشان می‌دهد که دی اکسید کربنی که قطارها برای زمین تولید می‌کنند 4 تا 15 درصد کمتر از هواپیماهاست. پس قطار را فراموش نکنید.

6- در مصرف آب صرفه‌جویی کنید. اسراف در آب می‌تواند به ضرر زمین تمام شود. هنگام دوش گرفتن زمان مشخصی را در نظر بگیرید و دقایق طولانی بی‌دلیل زیر دوش نمانید و آب را بی علت باز نگذارید.

7- در محله خود جستجو کنید. می‌توانید از همین هفته به محله خود بروید و کمی کنکاش کرده و ببینید که سوپرمارکت‌ها و دیگر مغازه‌ها چطور زباله تولید می‌کنند و چقدر می‌توان به آنها نکات مفیدی را گوشزد کرد.

اگر رودخانه‌ای نزدیک محل سکونت شماست آن را زیر نظر بگیرید و راه‌هایی برای تمیز نگه‌داشتن آن به همسایه‌ها پیشنهاد کنید.

در نهایت بهترین راه کمک به زمین می‌تواند لذت بردن از آن باشد. از خانه بیرون بروید و انگیزه خود را برای نجات این محیط زیبا بیشتر کنید.

 

تا آسمان آبی فردا

امیر مرزبان

نفسم بوی هر چیز می دهد، جز زلال یاس ها و اطلس های دیروز.

آن قدر سرب را انبار چشم ها و ریه ها کرده ام که دیگر طعم انار و انگور را نمی فهمم.

دلم برای آسمان آبی تنگ شده است.

می خواهم بروم جایی دورتر از درخت های سیمانی و جوی های مسی.

می خواهم به سرزمینی بروم که نفس هایم بوی دود ندهد.

زیر لب هایم طعم نفت نباشد، خاکم آلوده نباشد و ماهی ها، طعم آب را بفهمند.

سختی سیمان، سینه ام را می خراشد و غربت دست های فولادی، آسمان مرا زخمی می کند.

به چه کسی بگویم، من مسافر پاک ترین ابرهای زمین بودم روزی؟

از که بخواهم مرا به پاکی روستا، به شیر و نان ساده و دستان خاکی پدربزرگ برساند؟

کجای این روزهای خاکستری پوش، پر است از شنیدن صدای چکاوکی که از بهار بخواند؟

این جا پرستو را نمی خواهد، این جا با قناری مخالفند.

قارچ های سمی کارخانه ها، ویروس جنون و سرعت را توی رگهامان می ریزند.

داریم پیر می شویم و سنّی نداریم.

داریم سلاخی دود و سیاهی می شویم و نمی فهمیم.

مادر بزرگ از روزهای بدون ماسک برایم می گفت؛ از هوای صاف، از خورشید زرد، از خوشه های طلایی گندم، از سبزترین آبادی که زمین به نو رسیده بود.

کجاست هِی هِی چوپان از بی کران دشت و کوه؟

کجاست نی دلنشین؟

کجاست مشک های پر از شیر و کره؟

کجاست دست های مهربان بی بی که نان تازه را میهمان سفره مان می کرد؟

چیزی دارد گم می شود و ما نمی فهمیم.

چیزی از ما کم می شود و ما خوابیم.

داریم جلو می رویم در عقب و هوا پر است از مندرس ترین لکّه های دود.

درختی که سال ها سایه اش را دوست داشتیم، دارد زُغال کارخانه های کجا می شود؟

آه! سرزمینی که دوست داشتم، خاکی که می پرستیدم، زمینی که عاشقت بودم! پر شده ای از زباله و لجن؛ از سرب، از دود.

داریم با دست های خودمان، می کُشیمت، زمین خوب!

ای مادر مهربان، ما را ببخش!.

دعا کن روزی به آغوش بی شیله پیله ات بر گردیم.

دعا کن این برزخ سیمان و دود تمام شود.

دعا کن پرستوها دوباره بر گردند، بُلبل ها بخوانند، ماهی ها برقصند.

دعا کن باد، دوباره بوی گل های بهاری را هدیه بیاورد و جنگل باشد و سبزه و میوه های آبدار و دست های مشتاق.

دعا کن، زمین پاک!

دعا کن که ما خودمان باشیم؛ انسان باشیم.

دعا کن ما هم کنار تو به تلاش بایستیم تا آسمان فردا آبی تر باشد.

 

مهر مادر

امید مهدی نژاد

«و ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس...»

زمین، خاکستری است؛ آسمان خاکستری.

در زمانه خاکستری، به کدام فردای سبز می اندیشیم؟

انسان امروز، می اندیشد که مالک زمین است، حال آنکه خود، روزی خوراک زمین خواهد شد.

پدران ما می گفتند زمین، امانت خداست در دست انسان، مستقَرّی است که آدمی چند روز مهمان اوست؛ میزبان و صاحبخانه، دیگری است.

پدران ما، خیانت در امانت را روا نمی داشتند و زمین را چون هدیه ای از آسمان، گرامی می شمردند.

امّا چه شد که پند پدران ما را فراموش کردیم و خود را صاحب این امانت دانستیم؟

در ژرفنای آسمان لایتناهی، تا آن جا که چشم کار می کند، توده هایی از خاک و تکّه هایی از آتش در پروازند که به برهوت و جهنّم می مانند. امّا در این توده خاک که ما برآنیم، بهشتی فراهم شده است که ودیعه حیات را در خود نهان داشته است، چون صدفی که مرواریدی گرانبها را در خود می پرورد.

سبزیِ برگ ها و سبزه ها، آبیِ رودها و دریاها، سپیدی ابرها، زردی و سرخی گل ها و طیف هفت رنگ میوه ها را در کدام گوشه دیگر از این آسمانِ بی نهایت می توان سراغ کرد؟

کدام سیاره سرگردان می تواند خلیفه خداوند آسمان و زمین را بر خود جای دهد و نیاز تشنگی و گرسنگی و برهنگی اش را برآورد؟

انسان نا سپاس، مادر خود ـ خاک ـ را به استثمار می کشد و ذرّه ذرّه شیره جانش را می مکد و پس مانده هایش را نیز بر سر و رویش می پراکند و از فردای عقوبت الهی نیز نمی هراسد.

شاید می پندارد جز دامان پر مهر مادرش، دامان دیگری نیز پذیرای زیاده خواهی های او خواهد بود. شاید می پندارد زمین دیگری نیز در این آسمان هست.

پدران ما می گفتند: مهر مادر را پاس دارید؛ امّا چه شده است که ما فرزندان نا خلف، پند پدران مان را از یاد برده ایم؟

 

آیینه صداقت

حورا طوسی

نمک خورده سفره زمینیم و نمک پرورده دامان خاک.

از خاک برآمده ایم، جوانه وار تا در سبد رنگارنگ آن، زیباترین گل هستی باشیم.

خاکساری زمین، چشمان تکبّر ما را به زیر خواهد افکند؛ اگر کمی شاگردی این همه تواضع را کنیم:

«و لا تَمْشِ فِی الْاَرضِ مَرَحاً اِنَّکَ لَنْ تَخْرِقَ الْاَرْضَ وَ لَنْ تبلُغ الجبالَ طُولاً؛ هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سر بلندی نخواهی رسید.»

خاک را که طهارت تیمّم و پاکی جسم و جان است، پاک نگه داریم.

گل ها را در آغوشِ مادر زمین به نگاه نوازش بنگریم و برای زلالی آب های خروشان، آینه صداقت باشیم.

به ریشه های طراوت جهان وفادار بمانیم.

نگذاریم سرمایه فرزندانمان در حساب گرانبهای این گنجینه خدادادی مسدود شود و نسل های آینده، پا بر برهوت ناسپاسی اجدادشان بگذارند.

به گاهواره تکامل هستی وفادار بمانیم که ما از خاکیم و به خاک باز خواهیم گشت.